X
تبلیغات
رایتل
حکایتها وضرب المثل های فارسی
سه‌شنبه 25 فروردین‌ماه سال 1388
شهادت دروغ

شخصی در بازار به ملا نصرالدین پیشنهاد   یه مقدار دینار (شرمنده! نمیدونم دینار اون موقع چند تومن الان میشه؟!) در قبال شهادت در نزد قاضی رو میده و  میگه:تو با من نزد قاضی بیا و شهادت بده که این صد خروار گندم از ان من است! 

ملا هم که خوش خوشکش میشه و قبول میکنه. هر دو بمحضر قاضی میرسند و مرد ادعای خودش رو مطرح میکنه که نوبت به شهادت ملا میرسه.از اون جایی که ملا اهل دروغ نبود(من که ندیدم)میگه: من شهادت میدهم که این اقا صد خروار "جو" از فلان میخواهد! 

قاضی سرش رو میاره جلو و میگه :این اقا ادعای گندم میکند و تو شهادت جو میدهی؟! 

ملا جواب میده: قرار بود من شهادت بدهم! گندم و جو  بودنش را با من طی نکرده اند!