X
تبلیغات
رایتل
حکایتها وضرب المثل های فارسی
پنج‌شنبه 19 شهریور‌ماه سال 1388
علی مولای مظلومان عالم



علی مولای مظلومان عالم
بگو از نارفیقان چون بنالم


از آن شامی که سر در چاه کردی
مرا از درد خویش آگاه کردی


طنین ناله در افلاک افتاد

تمام آسمان بر خاک افتاد


پر و بال تو ((زهرا)) را شکستند

تو را با ریسمان فتنه بستند


کدامین شب از آن شب تیره تر بود

که زهرا حایل دیوار و در بود


زمان بر سینه خود سنگ می کوفت

زمین از داغ زهرا شعله ور بود


تو می دیدی ولی لب بسته بودی

که آیین محمد در خطر بود؟


ندانستم که در چشم حقیقت

کدامین مصلحت مد نطر بود


گلویت استخوانی اتشین داشت

که فریادت فقط در چشم تر بود؟


فدای تیغ عریان تو گردم

کسی آیا زتو مظلوم تر بود؟


مه خورشید طلعت کیست؟ زهرا

چراغ شعله خلقت کیست ؟ زهرا


پس از زهرا علی بی همزبان شد

اسیر امتی نامهربان شد


علی تنهاست در یک قوم گمراه

زبانش را که می فهمد به جز چاه


پس از او کیسه نان و رطب کو

صدای ناله های نیمه شب کو


خدایا کاش آن شب بی سحر بود

که تیغ ابن ملجم شعله ور بود


اذان گفتند و ما در خواب بودیم

علی تنها به مسجد رهسپر بود


در آن شب تا قمر در عقرب افتاد

غم عالم به دوش زینب افتاد


فدک شد پایمال نانجیبان

علی لرزید و در تاب و تب افتاد


یقین دارم به جرم فتح خیبر

فدک در دست ال مرحب افتاد


علی جان کوفیان غیرت ندارند

که فرمان تو را گردن گذارند


علی جان کوفیان با کیاست

جدا کردند دین را از سیاست


بنام دین سر دین را شکستند

دو بال مرغ امین را شکستند


(مرحوم آقاسی)