X
تبلیغات
رایتل
حکایتها وضرب المثل های فارسی
جمعه 27 شهریور‌ماه سال 1388
فوت اخر کوزه گری

سلام!

با اجازتون یه چند روزی رفته بودم جنوب برای بجا اوردن سنت حسنه و سفارش شده صله رحم!

خدا س-ف رو خیر بده که یاد ما انداخت که یه دیداری هم از اقواممون در جنوب داشته باشیم(با پست مخصوص و مربوطه خودشون).جاتون سبز، خیلی خوب بود.بطور سلسله وار به همه سر زدم  که یکیش همین مهرگان خونه خودمون بود!


بگذریم...

یه ضرب المثل دارم براتون...

"فوت آخر کوزه گری" رو که قطعا شنیدید!

روزی روزگاری،کوزه گری شاگردی داشت توانا و با استعداد که قوت دستش کم از استاد نبود.

شاگرد که به توانایی خودش پی برده بود ،با غرور تمام تصمیم گرفت برای خوش کاسبی جدایی راه بندازه! و از استاد جدا بشه با خیال اینکه چیز دیگری برای یاد گرفتن وجود نداره و میتونه با استاد رقابت کنه!

کار  رو راه میندازه...

تمام مراحل کار رو طی میکشه...ببخشید ،طی میکنه!:دی

بعد میبینه تمام مراحل یکیه! ولی رنگ کوزه ها کدر میشه!

هر چی سعی میکنه ...بی فایده!

دست اخر میره پیش استاد

میگه:"استاد !! من تمام مراحلی که یادم دادین رو انجام میدم ولی کوزه ها کدر و بد رنگ میشن!"

استاد جواب میده:جواب تو توی فوت آخره! که میگن فوت اخر کوزه گری!

کوزه بهنگام خشک شدن در فضای باز و جلوی افتاب ،گرد و خاک روش میشینه!ولی من موقع گذاشتن اونا داخل کوره با یه فوت گرد و غبار  زدایی میکنم!

این غبار باعث کدر شدن کوزه میشد