X
تبلیغات
رایتل
حکایتها وضرب المثل های فارسی
پنج‌شنبه 27 فروردین‌ماه سال 1388
یک مناظره دیگر بین زاهد و کافر

 قبل از همه،تشکر از همه دوستانی که به من لطف دارند.انشا..ا  که عمر همه در جهت خیر ادمی  دراز باد! 

 

در پست قبلی دوستان لطف کردند و نظراتی دادند که باعث شد من یاد داستانی بیافتم که میخوام براتون نقل کنم: 

 

سالها پیش زاهدی در شهری زندگی میکرد عالم مآب و کافری هم ! 

روزی بین این دو مناظره ای شدید اتفاق افتاد.ساعتها بحث و جدل و سفسطه!روز تمام شد و کافر به معبد رفت و زاهد به مسکن خود.همان شب بعد از تفکر کافر تمام بتهای خود را شکست دست از خرافه برداشت و یکتا پرست شد.در همین حین،زاهد تمام کتب خود را در اتش ریخت و کافر شد. 

 

 

بنظر حقیر،بحث مجادله کار هر کسی نیست و نیاز به تجربه و علم کافی دارد.اما برای تبلیغ کردن الزامی برای عالم بودن وجود ندارد.و در مورد لزوم بحث باید این رو عرض کنم که بعضی مواقع بحث واجب میشه هر چند میزان تاثیر در طرف ثانی صفر باشه!گاهی بایستی مواضع سست طرف مقابل را تهدید کرد و از بین برد. ممکن است طرف قانع نشود ولی اطرافیانی که در حال شنیدن  هستند و از ان تفکر حمایت میکنند را بفکر فرو میبرد. در این بین هم اگر یک نفر هم بیاندیشد کافیست.در ضمن پایه و ساس اون تفکر هم نزد طرفداران قدری متزلزل تر میشود.